آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

457

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

چهار « قوه » « 1 » تميز و فهم و حفظ و سرور هستند چنان كه در نزد خسرو چهار شخص ، يعنى موبدان موبد و هيربذان هيربذ و سپاهبذ و رامشگر « 2 » حضور دارند . اين چهار قوه ، امور عالم را بواسطه هفت وزير خويش ميگردانند ، كه عبارتند از سالار و پيشكار و بارور ؟ و پروان و كاردان دستور و كوذگ ( غلام و خادم ) و از اين هفت تن در [ دايره ] دوازده تن روحانى دور ميزنند « 3 » از اينقرار : خواننده - دهنده - ستاننده - برنده - خورنده - دونده - خيزنده - كشنده - زننده - كننده « 4 » - آينده - شونده - پاينده در هر انسانى اين چهار قوه مجتمع است و آن هفت و دوازده در عالم سفلى مسلط هستند . شهرستانى بيانات خود را در باب مبداء آفرينش به شرحى در خصوص خواص اسم اعظم و حروف آن اسم بپايان مىرساند . اما در باب علم معاد و احوال قيامت در نظر مزدكيان ، شهرستانى تفصيلى قائل نشده است . مثلا گويد بنابر رأى مزدكيه خلاص نور از ظلمت بر حسب اتفاق و بدون قصد و اختيار صورت خواهد گرفت ، چنان كه امتزاج آنها نخست بر حسب اتفاق و بدون اختيار ، واقع شده است و اين بسيار موجز و مختصر است . در هر

--> ( 1 ) - مراد از اين « قوا » زوران Zoran است ، كه در متون مانوى آمده است . مقايسه كنيد با چهار قوه خداى نور ، مولر ، آثار خطى ، ج 2 ، ص 62 . ( 2 ) - مقايسه كنيد با فهرست عمال عاليمقام و رجال ايران ، كه يعقوبى و مسعودى در كتب خود ذكر نموده‌اند . مزدك براى مقايسه طبقات موجودات آسمانى با طبقات دربار ايران ، چهار تن از بلندمرتبه‌ترين عمال را اختيار كرده است ، ولى جاى شگفت است كه در رديف اين بزرگان رامشگر نيز ذكر شده است ( در اين باب بفصل بعد مراجعه شود ) . ( 3 ) - مقايسه شود با دوازده شهرداريفت shahrdareft ( سلطنت ) يا ائون eone مانويان اين هفت تن در ميان دوازده تن مذكور دور ميزنند ، چنان كه هفت سياره در دايره بروح دوازده‌گانه در حركتند . در متن شهرستانى سيزده نام ذكر شده است . ( 4 ) - بجاى كنندگ ( كردن ) ، كئندگ ( كندن ) هم ميتوان خواند . ر ك « سلطنت كواذ اول » ، ص 81 ، يادداشت 2 .